8:00 - 19:00

ساعات کاری: ما دوشنبه - جمعه

975.789.098

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
 

سبک معماری رنسانس

سبک معماری رنسانس

سبک رنسانس:

     معماری سبک رنسانس تولد دوباره سبک کلاسیک و نوزایی عناصر معماری روم و یونان و رنسانس واژه ایتالیا به معنای تولد دوباره است.  رنسانس، یک تحول ۳۰۰ ساله ‌که در سال‌ ۱۳۰۰ از فلورانس ایتالیا شروع شد و در عرض سه قرن در سراسر اروپا انتشار و در انگلستان پایان یافت.  با وجود اختلافی که در مورد تعیین زمان دقیق آغاز رنسانس وجود دارد، اما در تاریخ هنر بدیهی است که تحولات در عرصه ادبیات و هنر یک تا دو قرن پیش از رنسانس صنعتی و علمی رخ داده و تحولات چشمگیری در این عرصه به وقوع پیوسته است؛ به طوری که رنسانس یا تولد دوباره در هنر پیش از صنعت و فلسفه به وقوع پیوسته است.

 از مشخصه‌های رنسانس می‌توان به انسان گرایی، فردگرایی، خردگرایی و اصلاحات دینی اشاره کرد.  انسان گرایی بدان معنا که انسان ملاک و معیار همه چیز است و در معماری این دوره که تناسبات و ابعادها بسیار انسان گرایانه‌‌تر از دوره قبل (گوتیک) است.  فردگرایی به این جهت که بالا رفتن توجه به استعدادهای فردی و مسئولیت فردی در قبال تصمیم‌ گیری‌ها و علاوه بر این در این دوره هنرمند و اثر هنری به نام هنرمند دارای ارزش می‌شود.  خردگرائی بدین معنی که همه چیز بر پایه معیارهای عقلانی و منطقی بوده و اصلاحات دینی بدین منظور که تکیه جامعه بر کلیسا و مسائل دینی در دوران رنسانس به حداقل می‌رسد.

تحول شگرف و عظیم رنسانس  تحولات هنری رنسانس را می توان در سه دوره بررسی کرد و با وجود این‌که در تاریخ هنر، آغاز رنسانس به اموری همچون سال فتح قسطنطنیه در سال 1453 به وسیله سلطان محمد فاتح و تشکیل حکومت عثمانی به جای دولت بیزانس، با پایان یافتن بیماری طاعون و اموری از این قبیل نسبت داده شده است؛ اما در نزد مورخان هنر این امر یقینی که رنسانس هنری از ایتالیا آغاز شده، عده‌ای از معماران دوره سبک رنسانس مانند برونلسکی که در معماری دوره رنسانس تأثیرگذار بود و به عنوان پدر و بنیان‌گذار معماری رنسانس تلقی می‌شد.

معماری رنسانس به معماری اروپا درسده‌های ۱۵ و ۱۶ میلادی (دوره رنسانس) اطلاق می‌شود که از مشخصه‌های آن، نوزایی عناصر فرهنگی روم و یونان باستان بود.  دوره‌های زمانی معماری رنسانس آغازین ۱۲۰۰-۱۴۰۰ م معماری رنسانس میانی ۱۴۰۰-۱۵۰۰ م معماری رنسانس پیشرفته ۱۵۰۰-۱۶۰۰ م است و در واقع در دوره رنسانس تطبیق معماری با انسان و طبیعت، به اتکا یا به وسیله دانش ریاضی و تعبیرهایش دوباره مطرح می شود.

 

مرحله اول: معماری رنسانس آغازین (۱۴۰۰-۱۲۰۰ م): هنرمندان ایتالیایی که همواره تحت تاثیر هنر روم باستان و یونان بودند، به سوی دوره جدیدی از هنر گام نهادند که نشات گرفته از احساسات و فرمول های ویژه روم بود و سعی کردند با ترکیب و تلفیق این هنر با مسائل روزمره و هنر موجود تحولی جدید در هنر به وجود آورند.  درزمینه معماری سبک رنسانس از ایتالیا آغاز و هنر گوتیک را کنار گذاشتند، طاق رومی، ستون بندی به سبک های قدیم یونانی و گنبدسازی مورد توجه قرار گرفت.  معماران از ساخت بنای کلیسا به سوی ساخت ساختمان‌ها شهری و غیرمذهبی یا کاخ‌ها و استفاده از نماسازی و رده‌گیری تزیینی در دیوارهای ساختمان‌ها و ساختن خانه‌های ییلاقی به پیروی از روم باستان تغییر موضع دادند.

گنبد آجری کلیسای سانتا ماریا دلفیوره در فلورانس اثر برونلسکی

 

رنسانس آغازین در ایتالیا در زمینه پیکرتراشی و نقاشی رشد قابل ملاحظه ای یافت و پیکره ها در این دوره با دوره های رومانسک و گوتیک تفاوت داشته و دیگر پیکره در این دوره برای تعریف ساختمان نبود و محل قرارگیری مجسمه ها نیز از سردرها و سرستون ها به داخل ساختمان کشیده شد.  همچنین از دیگر حوزه‌های هنری که در عصر رنسانس آغازین، تحت تأثیر مدل‌های مجسمه سازی روم و یونان قرار گرفته است، به گونه‌ای که پیکرتراشی از جنبه تبلیغ دینی و ترویج مفاهیم دینی و کلیسایی خارج شد.  برای اسطوره‌زدایی و تقدس‌زدایی از چهره‌های قدیسان است؛ از این رو، مجسه‌های این دوران از هاله قدسی و چهره الهی برخوردار نیستند و برعکس مجسمه‌سازان می‌کوشند تا چهره‌های قدیسان را واقع‌نمایانه، زمینی و دنیوی نمایش دهند.

 

2- معماری رنسانس میانه (1400-1500 م): یکی از ویژگی های معماری این دوره استفاده از عناصر افقی مانند طره یا هره چینی و سنتوری ها و هره های افقی برای تاکید به خطوط افقی برخلاف معماری گوتیک بود، استفاده از طاق نماها از خصوصیات بارز معماری این دوره است.  مجسمه‌ی غول پیکر معروف دیوید که تنها نماد جسورانه‌ی شهر فلورانس بود.  نخستین پیکره‌ی با عظمت دوره‌ی رنسانس میانه است و هنرمندان معماری رنسانس میانه نظیر لئورناردو داوینچی و میکل‌آنژ هنر را به کمال رساندند و شیوه‌ی میکل‌آنژ خاصیت قهرمانی و زیبایی و نیروی فوق بشری که نشانگر محوریت انسان در هنر رنسانس است.  

در دوره رنسانس میانه طرح بناها بر اساس تقارن مرکزی یعنی متقارن بودن تمام اجزای بنا نسبت به یک مرکز مرسوم گردید و بعضی از بناها اقتباس یافته از پانتئون روم بوده است و از بناهای این دوره کاخ مدیچی به طراحی میلکوتسو که بر اساس خانه های ییلاقی رومی که دارای یک حیاط مرکزی بودند ساخته شده است.  ابتکار معماران رنسانس در ساختن انواع ساختمان های شهری و تالارهای عمومی و صنفی و به خصوص کاخ های اعیانی پرتجمل بوده است.

 

کاخ مدیچی اثر میلکوتسو ئنیئنردنر

 

مرحله سوم: معماری رنسانس پیشرفته (۱۶۰۰-۱۵۰۰) م: با آغاز قرن شانزدهم رنسانس وارد مرحله تکامل یافته ای شد که رنسانس پیشرفته نام یافت و این به دلیل نوعی تعالی طلبی و آرمان گرایی نوین در ذهن هنرآفرینان این دوره بود.

 این دوره از رنسانس در حقیقت نقطه عطفی در تاریخ اروپا که هنرمندان این دوره علاقه زیادی به انسان گرایی داشتند و انسان و بدن او را به عنوان شاخص و سمبل برای کارهای هنری خود می دانستند.  این انسان گرایی و الگوپرستی در هنر میکل آنژ به اوج کمال خود می رسد و هنر معماری در این دوره از رنسانس را افرادی چون میکلانژ، بوناروتی، لئوناردو داوینچی، تیسین و رافائل  و به اوج کمال رسانیدند که هر یک از این نقاشان در تاریخ هنر کم‌نظیر هستند، به طوری که این دوره را عصر داوینچی، رافائل و میکلانژ نامیده‌اند.

معماری که در این زمان بر اساس ساختمان متمرکز به یک نقطه و به روشی بسیار زیبا ترقی کرد و از بدن انسان در طرح بناها تقلید شد، برخلاف تقارن محوری که در دوره های رومانسک و گوتیک متداول بود.  از بناهای مهم این دوره معبد تمپیه تو اثر دوناتلو برامانته که این بنا که برای مشخص کردن محل به صلیب کشیدن پطرس حواری ساخته شد و بیشتر به یک معبد کوچک قبل از مسیحیت در معماری روم شباهت دارد و به عنوان الگوی کلاسیک یک ساختمان گنبددار دوره رنسانس محسوب می شود.  کاخ فارنزه از بناهای دیگر این دوره که اثر آنتونیوداسانگلو است.  میکلانژ که در سال های آخر عمرش به معماری روی آورده بود که جزو شاخص ترین معماران آن دوره و بعدها نیز پدر سبک باروک شناخته شد.

 

کاخ فارنزه اثر آنتونیوداسانگلو

 

بار دیگر در این دوره، بر خلاف رنسانس آغازین، رویکرد آرمان‌گرایانه و الهی به شخصیت‌های دینی و قدیسان در نقاشی‌ها، به جای واقع‌گرایی محض اوایل رنسانس شکل می‌گیرد، به طوری که وقتی رافائل می‌خواهد مریم مقدس را به تصویر بکشد، بر خلاف دوناتلو در تصویر حبقوق نبی، او را به شکل یک شخص معمولی نمی‌کشد، بلکه در تصویر مریم مقدس و عیسی مسیح، نجابت، پاکی و عفت را ترسیم می‌کند، به طوری که چهره مریم مقدس همچون دیگر زنان، معمولی و عادی نیست و تعالی و تقدس در چهره او موج می‌زند.  به علاوه در نقاشی‌های هنرمندان این دوران، سوژه‌های مذهبی و دینی بیشتر می‌شود و بر خلاف رنسانس آغازین از تصاویر طبیعی و صحنه‌های عادی و عرفی کاسته می‌شود.

در این دوران، از لئوناردو داوینچی، آثاری همچون مونالیزا، شام آخر، پرده‌های مریم عذرا در میان صخره‌ها و پرده دینی قدیس یوحنا به یادگار می‌ماند و یا از میکلانژ آثاری فاخر به یادگار می‌ماند که می‌توان به دو پیکره باکوس و سوگ مریم عذرا بر جسد مسیح، نقش برجسته مریم عذرا، تندیس داود و نقاشی‌های دیواری کلیسای سیستین اشاره نمود.  آن گونه که در تاریخ هنر معروف است، وی سه سال بر روی داربست دراز ‌کشید و سقف کلیسای سیستین را نقاشی نمود و داستان‌های پیامبران و انبیا را به روایت کتاب مقدس بر روی آن حک کرد که از آثار جاویدان تاریخ هنر به شمار می‌آید.

drmohajeri

[email protected]