8:00 - 19:00

ساعات کاری: ما دوشنبه - جمعه

975.789.098

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
 

سبک معماری بیزانس

سبک معماری بیزانس

سبک بیزانس:

     معماری سبک بیزانس متعلق به امپراطوری بیزانس و عناصر معماری یونان و روم را منعکس می‌کند.  این سبک از زمان بازسازی شهر بیزانتیوم توسط کنستانتین کبیر شکل و بعداً به کنستانتینوپل (قسطنطنیه) تغییر نام داد.

در این سبک از پیچیدگی‌های هندسی، سنگ در تزئینات و به جای حکاکی از موزاییک کاری استفاده می کردند و گنبدهای پیچیده بر روی ستون‌های بزرگ قرار داشتند که پنجره‌های نورگیر متعددی فضا و با داشتن موزاییک‌های پر‌زرق و برق و گنبدهای بیشتری نسبت به یک دشت پر از تپه، معماری بیزانس ساخته شد که همه را تحت تأثیر قرار ‌دهد و با قدم گذاشتن در یک باسیلاکای (basilica) با شکوه تزئین شده با سقف گنبدی مرتفع و یک لایه از تزئینات طلا، عبادت کنندگان هیچ شکی در مورد قدرت و ثروت امپراتور‌ها نداشتند.

بسیاری از این هنرمندان از شهر رم به این مکان آورده شدند، هنر غالب در ابتدای بنای این شهر هنر مسیحی بود که در واقع چیزی جز هنر رومی یا همان هنر کلاسیک امپراتوری روم بود، مجسمه ی امپراتوران همچون دوران ما قبل مسیحی در میادین نصب می شد؛ موزاییک های کفپوش کاربرد فراوان داشتند؛ عاج و فولاد هر دو همچون دوران کلاسیک رومی استفاده می شد، اما بیشتر تغییرات در بخش های هوایی ساختمان ها و عمارات که شامل نبشی و سر در یونانی جای خودشان را به آرک (طاقی) و گنبدها و مجسمه ها بیشتر وضعیت تزئینی یافتند.  پایتخت جدید کنستانتینوس به دقت بنا شد و ساختمان های عمومی، خیابان هایی با طاق ضربی و دیوارهای پرشکوهی (متاثر از سبک بیزانس) که علاوه بر این یک قصر امپراتوری نمای خیره کننده ای هم دارا بوده است.

در سبک بیزانس بناهای مذهبی به دو شکل عمده ساخته می شدند، که باسیلیکا که سازه ای طولی و کلیسا سازه ای متمرکز بود.  باسیلیکا دارای سه جناح که برای گردهمایی و برپایی قداس بنا می شد؛ آن دیگری مدور، چهارگوش و گاه هشت گوش بود و بیشتر برای آیین کفن و دفن مؤمنان مسیحی و ختم و یادبود، آنان به کار می آمد در عرصه های وسیع از ترکیب باسیلیکا و کلیسای مدور ساخته می شد که بیزانس در دوران شمایل شکنی دراین دوران به رغم مخالفتی که با ترسیم شمایل قدیسین و اولیاء مسیحی به راه افتاد و مواجب و مداخل کلیسا کاهش چشمگیر یافت، کلیساها به ساخت بناهای مقدس ادامه می دادند.  کلیسای معراج در نیقیه و یک کلیسای ایاصوفیه ی در سالونیکا ساخته شدند.

دوران شمایل شکنی: دراین دوران به رغم مخالفتی که با ترسیم شمایل قدیسین و اولیاء مسیحی به راه افتاد و مواجب و مداخل کلیسا کاهش چشمگیر یافت، کلیساها به ساخت بناهای مقدس ادامه می دادند.  کلیسای معراج در نیقیه و یک کلیسای ایاصوفیه ی دیگر در سالونیکا ساخته شدند، امپراتوران لزوماً با معماری و هنرهای مرتبط با آن مخالف نبودند و چنانکه در تاریخ تمدن ویل دورانت هم اشاره شده است.

شمایل‌شکنی در امپراتوری روم شرقی

دوران بیزانس میانه: باسیلئوس اول شاخص ترین امپراتور پس از دوران شمایل شکنی است که برخلاف بسیاری از اسلاف خود در منطقه ای قصر کبیر امپراتوری اقدام به ساخت و ساز مجاز کرد و دو کلیسا هم از خود به یادگار گذاشت.  کلیسای جدید و کلیسای ثئوتوکوس فاروس، او این رسم معمول ساخت کلیسا و بناهای دینی و تزئینات مرتبط با آن را بنیاد نهاد که تا قرن ها مداومت داشت.  هیچ یک از این دو کلیسا باقی نماندند و تنها از روی اسناد مکتوب می توان درباره شان اظهار نظرکرد.

کلیساهای دوران سبک بیزانس از یک الگوی کلی پیروی می کنند، یعنی از یک صلیب محاط در داخل یک دایره.  این کلیساها سه جناح متمایز، منتهی به یک نمازخانه و محراب در جناح شرقی، و یک ناوه کش عرض در جناح غربی بودند که در همه حال، یک سقف گنبدی برفراز جناح مرکزی و بر پایه ی چهارستون و چهارگنبد کوچک تر که دراطراف آن قرار می گرفتند؛ حرم شرقی و بخش مرکزی جناح های جانبی متوجه شمال و جنوب تعبیه می شد.  این گنبدها تا بالای سقف بخش های دیگر کلیسا امتداد می یافتند به نحوی که کلیسا در سقف چلیپایی به نظر می رسید به جز این ناوه کش عرضی کلیساها معمولاً طول و عرض برابر داشتند، به طوری که پلان پایه آن ها یک مربع کامل بود.

به ندرت ستون های اضافی هم درسمت غرب بنا می شدند که به این ترتیب یک باسیلیکای مسقف گنبدی پدید می آمد؛ جرزهای حائل انتهای شرقی از کشیش خانه ی مرکزی به سمت غرب امتداد می یافت و به عنوان جانشین دو ردیف ستون های جناح شرقی عمل می کرد و گنبد را نگاه می داشت.  اما پلان اصلی حفظ می شد گنبدهای کلیسا به نسبت کوچک بودند و بر روی طوقه تعبیه می شدند و در طول زمان باریک تر و بلندتر ساخته می شدند.  هم نمازخانه ها و هم رم از مابقی کلیسا جدا بودند و یک حائل بلند و سنگین به شمایل خانه ی پرشکوهی منجر می شد که از مهم ترین خصیصه های کلیسای اورتودوکس در سبک بیزانس میانه به شمار می آید.

بخش تحتانی جرزها درکلیساهای تخته مرمر پوشانده می شد، قرنیز و سرستون های حجاری شده در ساخت آن ها به کار می رفتند؛ البته تزیین و آرایه در معماری بیزانسی همیشه جنبه ی صوری داشت و چندان به چشم نمی آمد.  کلیسای اصلی در صومعه ی حضرت لوقا در نزدیکی دلفی کامل ترین نمونه ی این معماری به شمار می آید.

کلیسای دوران بیزانس میانه

دوران بیزانس متأخر:

 چند نمونه ی معدود که از این دوران در کنستانتینوپولیس و سالونیکا و در دیگر نقاط شبه جزیره ی بالکان موجود است، نشان می دهد که
اندازه ی کلیسا عموماً به سمت کوچک شدن متمایل است، اما از همان اسلوب دوران بیزانس میانه در ساخت آن ها استفاده شده است.  ظاهر آن ها چشمگیرتر و گنبدها کوچکتر و بلندتر شده اند، سطح دیوارها از سمت خارج پر از تزییناتی که می توانند به سادگی یک آجرچینی یا به پیجدگی کاشی کاری های معرق باشند که نماهای زیبایی را در این کلیساها تشکیل می دهند.

مواد و مصالح ساختمانی بسته به محل متفاوت بودند، هر چند ترجیح عمومی به کاربرد سنگ بود.  در جزییات که دقیق شویم تازه به وجود تنوع و دگرگونی فراوان در ساخت آن ها پی می بریم، از این دوران معماری همچون دوران اولیه ی بیزانس مثال های فراوانی در دست است که البته برخی از این مثال ها به عنوان نمونه در یونان و بخش هایی از بالکان پس از بیرون راندن ترکان عثمانی در واقع بازسازی شده اند، اما در مجموع از همان ضابطه ی بنا در معماری و سبک بیزانس پیروی کرده اند.

کلیسا دوران بیزانس متأخر

drmohajeri

[email protected]